


ویدیویی که شب گذشته در شبکه های اجتماعی سراسر جهان به صورت گسترده ای دست به دست شد، بهانه ای شد تا من در خصوص تقابل پرسونال برندها با شما صحبت کنم.
این ویدیو، که جف بزوس مالک شرکت آمازون و همچنین دومین ثروتمند جهان را به همراه دوست دخترش در مراسم فیلم و هنر گالا نشان می دهد؛ از لحظات مواجهه دوست دختر بزوس با لئوناردو دیکاپریو،ستاره محبوب سینما،حکایت دارد و نوع تعامل و نگاههای این خانم به لئوناردو از دید مخاطبان ، باعث طعنه بسیاری از آنها به بزوس شده است.
⭐ و زبان بدن بزوس هم از دید من دارای نکات جالب توجه ای در این ویدیو کوتاه است ...
البته بزوس نیز در جواب انتشار گسترده ویدیو و طعنه مخاطبان ، توئیتی منتشر کرده و لئوناردو رو مورد خطاب قرارداده است " هی لئو بیا اینجا می خواهم بهت چیزی نشون بدم " و عکس خود را با تکیه به تابلویی که روی آن نوشته است "خطر! سقوط شدید ، صخره مرگبار" ضمیمه این نوشته کرده است هر چند که لحن بزوس بیشتر به طنز شباهت دارد تا تهدید اما چالش بین این دو پرسنال برند نکات جالبی را در بر دارد
سالهاست که از جنگهای گلادیاتورها می گذرد روز های که تنها سوارکاری ، زور بازو ، قدرت نیزه و شمشیر حرف اول را می زدند . عصر امروز عصر آگاهیست ، عصر مهارت های نرم ، عصر برندهای شخصی ... در این عصر در هر تقابل و نبرد موفقیت و پیروزی از آن طرفیتست که استراتژی بهتری دارد و آگاهانه برندسازی قوی تری کرده است... اینجا چند سوال ایجاد می شود ... آیا بالا رفتن ثروت سبب قوی تر شدن جایگاه یک برند شخصی می شود؟ جایگاه محبوبیت در برندسازی شخصی کجاست؟ ثروت یا محبوبیت کدامیک اهمیت و قدرت بیشتری دارد؟آیا برندسازی شخصی تنها در عرصه بیزینس معنا دارد یا در عرصه هنر هم از اهمیت بسیار برخوردار است؟
گر چه برندهای شخصی بزوس و دیکاپریو هر دو از شهرت قابل توجهی برخوردارند اما تقابل ، بزوس به عنوان نماد ثروت و دیکاپریو به عنوان سمبل محبوبیت یا همچنین بزوس به عنوان سمبل بیزینس پرسونال برند و دی کاپریو به عنوان سمبل برند شخصی هنری در این ویدیو و آنالیز زبان های بدن و تحلیل مخاطبان از این مواجهه نکات جالبی دارد که اهمیت یافتن پاسخ سوالاتی که مطرح شد را به وضوح